تبليغاتX
صفا و عشق و دوست داشتن
 
صفا و عشق و دوست داشتن
 
 
زیبا ترین شعرها و عکسها و حرفای که کمتر گفت میشه
 


(1) سازنده‌ترين كلمه گذشت است ... آن را تمرين كن

(2) پرمعني‌ترين كلمه ما است ... آن را به كار ببر

(3) عميق‌ترين كلمه عشق است ... به آن ارج بنه

(4) بي رحم‌ترين كلمه تنفر است ... از بين ببرش

(5) سركش‌ترين كلمه حسد است ... با آن بازي نكن

(6) خودخواهانه‌ترين كلمه من است... از آن حذر كن

(7) ناپايدارترين كلمه خشم است... آن را فرو ببر

(8) بازدارنده ترين كلمه ترس است ... با آن مقابله كن

(9) با نشاط‌ ترين كلمه کار است ... به آن بپرداز

(10) پوچ ترين كلمه طمع است ... آن را بكش

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 1:42 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

ضیافت های عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار

خوشا پیداشدن در عشق برای گم شدن دریاست

چه دریایی میان ماست خوشا دیدار ما در خواب

چه امیدی به این ساحل خوشا فریاد زیر آب

خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن

خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن

اگر خوابم اگر بیدار اگر مستم اگر هوشیار

مرا یارای بودن نیست تو یاری کن مرا ای یار

تو ای خاتون خواب من من تن خسته را دریاب

مرا هم خونه کن تا صبح نوازش کن مرا در خواب

همیشه خواب تو دیدن دلیل بودن من بود

چراغ راه بیداری اگر بود از تو روشن بود

ضیافت های عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار

خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن دریاست

نه از دور و نه از نزدیک تو از خواب آمدی ای عشق

خوشا خودسوزی عاشق مرا آتش زدی ای عشق

خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن

خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 0:17 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

 

عشق

عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هرچه بینی عکس یار
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن

عشق یعنی با پرستو پر زدن

عشق یعنی آتشی افروخته
عشق یعنی با گلی گفتن سخن
عشق یعنی رسم دل برهم زدن
عشق یعنی همچو من شیدا شدن
عشق یعنی قطره و دریا شدن

 

 

 


زندگی
خواستم زنـــدگي کنم در را بستند خواستم ستــــايش کنم گفتند خطرناک است خواستم عـــــاشق شوم گفتند گناه است خواستم گريه کنم گفتند بهانه است خواستم بخندم گفتند ديوانه است به راستي سخن گفتم گفتند بيهوده است
پس فرياد زدم زنــدگي را نگه داريد ميخواهم پياده شوم
نه فقط عاشقت هستم مرهمی رو قلب خستم
این تویی که می پرستم سر سپرده تو هستم

اگر چشمان من دریاست
تویی فانوس شبهایش اگر هم زندگی زیباست
تویی مفهوم و معنایش ....عشق حدیثی است که با یک لبخنداغاز میشود و با یک نگاه به اوج خویش می رسد و با یک قطره اشک به پایان می رسد

زندگی کوچه ای است که انتهاش دریایی است به نام انبوه .کوهستانی است به نام عـشق . در سینه کوهی است به نام محبت و در ان حوالی جویی به نام وفـا

زندگی خون دل خوردن است
اولش رنج و دومش مردن است

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 1:0 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

 |+| نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط محمد  | 
 
  بالا