تبليغاتX
صفا و عشق و دوست داشتن
 
صفا و عشق و دوست داشتن
 
 
زیبا ترین شعرها و عکسها و حرفای که کمتر گفت میشه
 

خسته ام. خیلی خسته.

ناخواسته مسیر زندگیم به سمتی یش میره که آمادگی مواجهه با اونو ندارم. تقریبا اکثر اتفاقای زندگیم ناخواسته یش میاد. زمانی که انتظارشو ندارم. تا میام خودمو با شرایطم وفق بدم و بهش عادت کنم، ورق برمی گرده. شاید سرعت سازگاری من کم باشه یا گذر زمان سریع! هرچی که هست منو خیلی تحت فشار قرار داده.

همیشه به آدمایی که تنها زندگی میکنن غبطه می خورم. تنهایی - بدون انزوا - یکی از نعمتهای روی زمینه.

اینکه تنها باشی و همه هم بدونن که تنهایی یه قضیه اس و اینکه با وجود کلی آدم دور و برت تنها باشی یه مساله دیگه. این نوع تنهایی وحشتناکه! نه می تونی به تنهایی خودت پناه ببری و نه حضور اطرافیانت روحت رو راضی میکنه. یه جور بلاتکلیفی. زندگی اینجوری جز فرسودگی جسم و روح نیست.

گاهی تا میای به تنهایی خودت عادت کنی، یه حضور روزمرگیتو بهم میریزه و ... میره.

دوباره تو میمونی و دنیای خودت که حالا ازش دور شدی و باز باید بهش برگردی.

من بهش میگم رنج سینوسی!

یا در اوجی، یا ته دره. یا تو بهشتی، یا توی جهنم. حد وسط نداره. به سختی سراشیبی رو بالا میری و وقتی رسیدی، می بینی اونجا جایی برای موندن نیست. از راه رفته با یه تلنگر پایین میای.

و این رنج ادامه داره...

رنجی برای بقاء، برای زندگی.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 2:3 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

   خدایا:

از عشق

امروزمان چیزی برای فردابگذار:

نگاهی،یادی

تصویری،خاطره ای،برای آن هنگام

که فراموش خواهیم کردروزی چقدر

 عاشق بوده ایم.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 2:45 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

آسمون زندگیم ستاره بوده بی شمار
اما شبای بی کسیم یکی نمونده موندگار
یکی نمونده از هزار
ستاره های گم شده  هرشب من  هزار هزار
اما همیشگی تویی
ستاره دنباله دار 
یکی نمونده از هزار
ای آخرین تنها ترین  آواره عاشق 
هر شب عمرم همراه با من ستاره عاشق
ستاره های گم شده هر شب  من هزار هزار
اما همیشگی تویی  ستاره دنباله دار 
یکی نمونده از هزار
ای تو آشنای ناشناسم  ای مرهم دست تو لباسم
دیوار شبم شکسته از تو
از ظلمت شب نمیحراسم
انگار که زاده شده با من 
عشقی که من از تو میشناسم
تو بودی و هستی هنوز سهم من از این روزگار
با شب من فقط تویی ستاره دنباله دار
با شب من فقط توایی

 |+| نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 4:43 قبل از ظهر  توسط محمد  | 
 
  بالا