تبليغاتX
صفا و عشق و دوست داشتن - تنها شد این دلم
 
صفا و عشق و دوست داشتن
 
 
زیبا ترین شعرها و عکسها و حرفای که کمتر گفت میشه
 

 

آن شب دوباره غصه ي تنهايي ،

از اشک هاي چشم تو پيدا شد

بغض نگاه غمزده ي باران ،

 در ساحل نگاه تو دريا شد

 آن شب دوباره دست و دلم لرزيد ،

شوري عجيب در دل من گل کرد

 شوري شبيه شعر و شب شبنم ،

 از لابه لاي پنجره پيدا شد

 يادش به خير آن شب پر احساس ،

مانديم و عاشقانه غزل خوانديم

 اما دريغ ! رفتي و آن احساس ،

 افسانه ي تمام غزل ها شد

 تا شهر چشم هاي تو راهي نيست ،

 تا شهر آب ،

 آينه و باران

شهري که پلک هاي پر از مهرش ،

  با غنچه هاي پنجره ها وا شد

در واپسين يک شب نم خورده ،

 از کوچه هاي شهر ،

 گذر کردم

اما تو را نيافتم و يادت ،

 در کوچه هاي شهر ،

 معما شد

بايد سفر کنم به تو اما نه ...

ديگر به تو نمي رسم اي رويا

حالا بيا ببين که دلم بي تو ،

 در غربت نگاه ،

 چه تنها شد

 

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 1:41 بعد از ظهر  توسط محمد  | 
 
  بالا