|
صفا و عشق و دوست داشتن
|
||
|
زیبا ترین شعرها و عکسها و حرفای که کمتر گفت میشه |

آن شب دوباره غصه ي تنهايي ،
از اشک هاي چشم تو پيدا شد
بغض نگاه غمزده ي باران ،
در ساحل نگاه تو دريا شد
آن شب دوباره دست و دلم لرزيد ،
شوري عجيب در دل من گل کرد
شوري شبيه شعر و شب شبنم ،
از لابه لاي پنجره پيدا شد
يادش به خير آن شب پر احساس ،
مانديم و عاشقانه غزل خوانديم

اما دريغ ! رفتي و آن احساس ،
افسانه ي تمام غزل ها شد
تا شهر چشم هاي تو راهي نيست ،
تا شهر آب ،
آينه و باران
شهري که پلک هاي پر از مهرش ،
با غنچه هاي پنجره ها وا شد
در واپسين يک شب نم خورده ،
از کوچه هاي شهر ،
گذر کردم
اما تو را نيافتم و يادت ،
در کوچه هاي شهر ،
معما شد
بايد سفر کنم به تو اما نه ...
ديگر به تو نمي رسم اي رويا
حالا بيا ببين که دلم بي تو ،
در غربت نگاه ،
چه تنها شد

|
|